من نمی دونم این چه رسمی یه توی این دنیاست!
نگران نباش من کافر نمی شوم!
زیرا به ندانسته های خود ایمان دارم!
رفتی و دلم رو تنها گذاشتی ... برای آخرین بار دوست دارم رو نگفتی ....
ولی یه چیزی هست که هیچ وقت بهت نگفته بودم ولی شاید .... بهت بگم!
اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش
اگه نگام گم میشه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم
اگه همش پیش همه می گم دوست دارم
منو ببخش
منو ببخش اگه همش برات سبد سبد گل میچینم
منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم
منو ببخش اگه تورو میسپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها بجای تو میگم شما
منو ببخش اگه واسه چشات خیلی کمم
تو یه فرشته ایی و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم
منو ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقم
یاد خدا در ذهنی وارد می شود که ارام است چون خداوند ذاتا ارام است و ارامش را دوست دارد.
تو نیز رها کن این جنون را این افکار پریشانی که فضای معنوی ذهنت را ناجوانمردانه به تصرف در اورده است.
خودت را هماهنگ کن با این ارامش ابدی ...
باشد که دلت کعبه ای شود و ذهنت هر روز برای رسیدن به ارامش به دورش طواف کند.
آخرین پست سال 87 شاید به نحوی متفاوت از نوشته های قبلیم باشه!
نمی دونم که چه کسایی داشتن تلویزیون رو نگاه می کردن ولی یه چیز خیلی باحال گذاشتن که موی تنم مور مور شد و روم خیلی تاثیر گذاشت. به هر حال ما که تاحالا اون ور آب رو ندیدیم ونمی تونم بگم که اون ور از ایران بهتره یا بدتر ولی فقط می تونم این رو بگم با اینکه توی ایران این همه فشار روی اقشار مختلف جامعه هستش ولی باز یه چیزی توی همه ما مردم ( شاید هم توی کمتر کسی باشه ) هستش که وقتی نام خلیج فارس میاد کسی یاد ایران و گذشته و حال و آینده اش نیفته !؟؟
به هر حال وقتی که اولین بار آهنگ خلیج فارس ابی رو توی کنسرتی که توی دبی گذاشته بود رو شنیدم همون موقع احساس غرور کردم و وقتی که از اون به بعد به ابی گفتن که اگه برای کنسرت به دبی میایی نباید آهنگ خلیج فارس رو بخونی و ابی هم از اون موقع به بعد به دبی نرفت برای کنسرت باز هم به عنوان یک ایرانی احساس غرور کردم! و اینکه باز امروز وقتی قاسم افشار این آهنگ ماندگار ابی رو خواند داشتم لذت میبردم !
تفنگم در دست سرودم برلب
همه ی ایران را می بویم
من خورشید هزار پاره ی عشق را بر خاک وطن می آویزم
من خورشید هزار پاره ی عشق را بر خاک وطن می آویزم
ای وارسان پاکی من آخرین نگاهم را
بر آسمان آبی این خاک و خلیج همیشگی فارس ، فارس ، فارس خواهم بود
و یه چیز دیگه راجب ایران باید بنویسم و اون چیزی نیست جز....
سال 7031 میترایی آریایی ، 3747 زرتشتی ، 2546 شاهنشاهی و 1388 خورشیدی ! گرچه پیامبر 1388 سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی ما 5646 سال پیش از آن نوروز را جشن میگرفتند و 2362 سال پیش از آن مردم این دیار خدا را ستایش می کردند و کورش 1183 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید.
پیشینه سرزمین ما بیش از 1388 سال هست. بر سرزمین خود ببالید .
نورزتان مبارک!
خوندن من يه بهونست يه سرود عاشقانست
من برات ترانه ميگم تا بدوني كه باهاتم
تو خودت دليل بودنم بي تو شب سحر نمي شه
مي ميرم.... بي تو
من عشقت رو به همه دنيا نمي دم
حتي يادت رو به كوه و دريا نمي دم
با تو مي مونم واسه هميشه
...
...
اگه دنيا بخواد من و تو تنها بمونيم
واست مي ميرم جواب دنيا رو ميدم
با تو مي مونم واسه هميشه!!!!!
..
..
خاطرات تورو چه خوب جه بد هك مي كنم
توي تنهاييام فقط به تو فكر مي كنم
با تو مي مونم واسه هميشه!!!!!
خوندن من يه بهونست يه سرود عاشقانست
من برات ترانه ميگم تا بدوني كه باهاتم
تو خودت دليل بودنم بي تو شب سحر نمي شه
مي ميرم بي تو
من عشقت رو به همه دنيا نمي دم
حتي يادت رو به كوه و دريا نمي دم
با تو مي مونم واسه هميشه
...
...
اگه دنيا بخواد من و تو تنها بمونيم
واست مي ميرم جواب دنيا رو ميدم
با تو مي مونم واسه هميشه!!!!!
..
..
خاطرات تورو چه خوب جه بد هك مي كنم
توي تنهاييام فقط به تو فكر مي كنم
با تو مي مونم واسه هميشه!!!!!
پ. ن : این نوشته هیچ ربطی به اتفاقات اخیر نداره! و یک حقیقته
پ.ن : از این نوشته برداشت غیر اخلاقی نکنید!
پ.ن : این نوشته صاحبی شخصی دارد لطفا خودتون رو توش شریک نکیند!
وای توی این چند روزه چقدر خوش بودم یا شاید بهتر بخوام بگم باید بنویسم که چقدر خوش بودیم !
خدایا این روزای قشنگ رو از ما نگیر !
فقط بیاید این رو بگم که وقتی همه چی با حرف زدن تموم میشه و هیچ مشکلی روی زمین نمی مونه چرا ما آدما این راه حل رو میزاریم آخرین راه حل و هی الکی خودمون و بقیه رو حرس می دیم ؟!!
خوشحالم که همه چی به خوبی تموم شد و دوباره روال عادی و همیشگی خودش رو داره طی می کنه
راستی ببینم تو خوشحال نیستی ؟؟
هیچ قضاوتی نمیکنم
قضاوت با خودتون
ممکنه طولانی باشه ولی بخون ارزشش رو داره
......................................................................................................................
سلام آقا محمد ،با ارادت..........وعرض احترام از روی عادت
به رسم خوبه ایام رفاقت..........نوشتم نامه تا گیرم سراغت
گمانم برده ای ما را ز یادت..........منم کبلا مرادو از ولایت
چه ایام خوشی با هم سِپَردیم..........چه بحث و گفتمان هایی که کردیم
حدوداً دومه خرداد بودا..........دل مردم ز غم آزاد بودا
مثه برق و مثه طوفان گذشتا..........به یادت هست که؛ هفتاد و هشتا
کجایی مشتی اینجا جات خالیست..........بدون تو ،تو دِه صلح و صفا نیست
به این شدت که نه اما خدایی..........محمد خاتمی جداً کجایی؟
همه اینجا سلامی میرسانند..........اگر چه اکثراً چندیست خوابن
ولی شکره خدا این کدخداعه..........میگن قلبش طلاست دستش شفاعه
اصلا دست روی هر چی که میذاره..........طلا میشه سه سوت رد خور نداره
خدا مرگم بده کافر شدم باز..........چرا اینگونه شد این نامه آغاز؟!
بقول شاعر رند نظر باز..........بدون نام او کی نامه شد باز
بنام حضرت باری تعالی..........بدین صورت شروع شد نامه حالا
محمد خاتمی حالت چطوره؟..........بگو دانم که احوالت چطوره
هنوز کیفت به کوکه ،شاده جونت؟..........هنوز سبز سرت ،سرخه زبونت؟
دماغت چاقه، اوضات خوبه سید؟..........هنوز جنس عبات مرغوبه سید؟
هنوزم بی جهت میخندی یا نه؟..........به نافت گفتمان میبندی یا نه؟
هنوزم طالب اصلاح هستی؟.......... بقول کد خدا گمراه هستی؟
اگر از حاله ما ها هم بخواهی..........سلامت،شادمانی،روبه راهی
تمام مردم دِه خوبه خوبند..........زنان مثه قدیم در رُفت و روبند
و مردان مثله سابق گرمه کارند..........نه معتادند و نه دیگر خمارند
جوونای دِه پایین و بالا..........همه دنبال تحصیلند به مولا
نه ماهواره ،نه علافی ،نه هیزی..........نه کوکائین ، نه شیشه،نه مریضی
از اون روزی که رفتی از دِه ما..........ازاین رو شد به اون رو کل اوضاع
خلاصه از جلو،از پشت ،بالا..........به ما خوب میرسند ، الحمدالله
کریم اوغلی که گاوش شیر میداد؟..........همون که سهم آب رو زیر میداد
درست شد وام تعمیرات خونش..........جوادم زن گرفته نوش جونش
خودت دیدی که دِه چی بود چی شد؟..........زن اوستا غلامم ساکشنی شد
میگن جراحی کرد هفتاد و نه بار..........حالا باید ببینیش، روم به دیوار
پس از یک دوره فعل و انفعالات..........هزار الله و اکبر از کمالات
تمام گاوها،بزغاله ها خوب..........عموها،عمه ها و خاله ها خوب
مراتع سبز، شالی ها به سامان..........هوا عالی، بهاری،ناز،مامان
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست..........دگر بحث حضور خاتمی چیست؟
میگم راستی رضاتون چونه( چطوره؟) سید؟........هنوزم درساشو میخونه سید؟
میخواست دکتر بشه از اون قدیما..........تهش شد یا که زایید زیر درسا؟
نوشتی توی آن دسخط پیشین..........میخواد دکتر شه میگفتی نمیشی
یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا..........که مدرک میده مفتی دَه تا دَه تا
به زیرکها،به دانشجویه باهوش..........مگه کُردان نیومد؟ خب اونم روش
رفیقت بود که یک ذره تپل بود؟..........مشاور بود اگر چه عقل کل بود؟
دماغش چاقه ،فوله گیگا بایتش؟..........هنوز چیز مینویسه تویه سایتش؟
فرامرز بچه ی مش اصغر آقا..........براش کامنت میذاره روزی صد تا
آخه پهنای باند ما کلفته..........وزیر ارتباطات اینو گفته
اصولاً قطر پارتی مثه بانده..........اینو بی بی تویه روزنامه خوانده
خدا قوت بگو به این رئیسا..........چه حالی داد به این وبلاگ نویسا
پروکسی و مروکسی ما نداریم..........صدا داریم ولی سیما ندارم
همه چی اینورا آزاد و مفته..........اینم بی بی تویه اخبار شنفته
رسیور این طرف ها هم حلاله..........عرب ست اینوری،سمته شماله
میگن ارزونیه بی سابقست این..........انیشتینه ؟خدایا نابغست این
به دنیا رنگ نو پاشیده ایشان.......... به جوِ قافیه ریده ست ایشان
اصلا دنیا رو یکهو زیر و رو شد..........شنیدی بوش چطور بی آبرو شد؟
شنیدی که روابط گشته عالی؟..........نمونش بورکینافاسو ،سومالی؟
شنیدی خوب شده دنیا باهامون؟..........میارن دسته دسته گل برامون
شنیدی چیزی از طرحای تازه؟..........شنیدی شب نشاشیده درازه؟
جلو قاچاقه خشخاشو گرفتن..........شنیدی کل اوباشو گرفتن؟
خدا خیرش بده ما که رضاییم..........نباشه دسته حمعی کله پاییم
ز وضع قوت گر خواهی بدانی..........پریم تا خِرخِره از شادمانی
اگر یک دو نفر هم شکوه دارند..........از آن مزدورهایه جیره خوارند
ملالی نیست اینجا طبق آمار..........بجز دوریه تو آن هم نه بسیار
سر سفره که هم نان هست هم نفت..........به ما چه کی اومد ؟ کی بود ؟ کی رفت؟
برنج و نان و گندم هست کافی..........میگم راستی تو هم با قالیبافی؟
ببینم تویه دوری از ریاست؟..........خبرهایی شنیدی از سیاست؟
شنیدی گنجیو آزاد کردن؟..........به شدت مردمو ارشاد کردند؟
شنیدی توی دانشگاه زنجان؟..........شنیدی چیزی از الهام و رادان؟
شنیدی برج میلادو فروختن؟..........شنیدی میشه چند تایی گرفتن؟
شنیدی هی وزیر میاد و میره؟..........دموکراسی همینه ،ناگزیره
خلاصه وضع ما که بی مثاله..........گرانی چی! تورم نه! محاله
برنج آنجا کیلویی خون باباست؟..........برو سید اینم از اون جواباست!
برنج اینجا نهایت صد تومان است..........مرامی بهترین جای جهان است
خیار و سیب زمینی مفته مفت است..........همانطوری که در آمار گفته ست
تورم یک دو درصد رشد کرده..........گرانی سویه مردم پشت کرده
تساهل معنیه تازه گرفته.......نمونش قافیه در مصرع فوق
تموم شد فرصته بنده ولیکن..........جکایت همچنان باقیست، عمراً
خلاصه میکنم ای خاتمی جان..........ببین من چه خوشم، هی جانمی جان
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست..........نیازی به حضوره خاتمی نیست
به جان تو خوشیم بسیار ،سید..........حالا میخوای بیای چیکار؟ سید
برو هر جا که حال کردی سفر کن..........اصولاً فکر دِه از سر به در کن
برو ایتالیا ،قسطنطنیه..........ولایت رو دودر کن کی به کیه؟
فقط رفتی اگر از این بیابان..........سلامم را رسان لطفا به باران
شکوفه هم اگر دیدی چه بهتر..........نشد دریا،سحر،سارا،صنوبر
فقط رفتی اگر از این بیابان.....سلامم را رسان لطفا به باران
" در آخر این تو و این وضع ایران............حالا میخوای بیا، میخوای بپیچان"
پ . ن : شاعرنیما دهقانی !
پ . ن ۲: ممنون از علی رضا که زحمت تایپش رو کشیده!