اومدم اینو بگم که توی اون موضوع داشتم به پیروزی هایی دست پیدا می کردم ولی با صحبتی که دیروز با یکی از بچه های دانشگاه داشتم به این نتیجه رسیدم که فعلا باید بی خیال این ماجرا باشم چون از اون مهم تر اینه که اول باید حال چندتا انتن رو تو دانشگاه بگیریم که الکی دارن برای همه حرف درست میکنند. انگاری دیگه مد شده هرکس دلش میخواد میتونه راجب دیگران صفحه گذاری کنه .دیگه دارن شورش رو در میارن هر پسری با یه دختر صحبت میکنه سر سه صوت اینا رو به عقد هم درمیارن و منتظر مراسم عروسی اون دوتا میموند .
انگاری باید از قدرت نماینده امان توی این کار استفاده کنیم که جلوی این کارها رو یه جوری بگیریم .
اون موضوع هم فعلا تموم شده در نظر میگیرم و انگار نه انگار چیزی بوده چون برای خودم بهتره و پشت سرم کمتر حرف در میاد.
بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد.
نمی دونم که چقدر بازی های آسیایی دوحه رو پی گیری میکنید یا اینکه اصلا به ورزش علاقه ایی دارید یا نه.
من که خیلی دوست داشتم که این بازی ها رو بشینم نگاه کنم ولی دانشگاه و کار این وقت رو از من گرفته و فقط مجبورم که اخبار این بازی ها رو از اخبار های ورزشی دنبال کنم.
دیروز بود وقتی که باز شنیدم که مهدی بی باک مدال نقره گرفته خب به عنوان یه ایرانی که چرا هم وطنم نتونسته خوش رنگ ترین مدال رو بگیره خیلی ناراحت شدم ولی از این بیشتر ناراحت شدم که باز برگشتن گفتن که با ناداوری دوم شده .... . توی افکارم برگشتم گفتم که از المپیک اتن برای علیرضا حیدری ( که کشتی گیره ) بد تر نبود که دنبال یا رو می دوید تا بگیرتش ولی حتی به حریفش اخطار هم ندادند و بازی رو باخت رفت برای سوم و چهارمی و توی اون مسابقه هم هر چی اون آمریکایه میکوبوند تو سر و صورتش بهش اخطار نمی دادند و می خواستند چهارم بشه ولی تونست حق خودش رو بگیره .
برای همین خیلی ناراحت شدم که عرضه نداشته حق خودش رو بگیره و داره میندازه گردن داور، این افکار همین جوری تو ذهنم بود تا اینکه امشب یه گزارشی دیدم از شبکه خبر از بازی مهدی بی باک که اون موقع بود که واقعا دلم براش سوخت اقا به جان خودم خیلی باحال بود هرچی این میزد به اون قطریه امتیاز میدادند
خلاصه از همه این حرفا بگذریم به این نتیجه میرسیم که ما توی ورزش در هیچ زمینه ایی به جایی نمی رسیم چون دستندر کاران ورزش ما به جای اینکه از رئیس های ورزشی حمایت کنند هی اونا رو عوض میکنند ، تا یه رئیسی میاد یه جایی برای ایران توی اون سازمان جهانی برای خودشون و ایران درست کنند سر سه صوت اون رو ور میدارند و میگن چون برنامه هاشون با ما هماهنگ نبود باید از این پست استعفا بدن و برن خونشون و ............... .
خلاصه با این افکار و این اوضاع به هیچ جایی نمی رسیم .ولی ما همه باید قبول کنیم که مهدی بی باک مرد طلایی ما ایرانی ها هستش .
راستی طلای یوسف کرمی هم به همه مردم ایران تبریک میگم .
دیروز 16 آذر روز دانشجو بود که دانشگاه ما هم برای این روز مراسمی رو در نظر گرفته بود که برگذار شد .
تو مراسم دیروز که طبق روال همه مراسم ها با قرآن و سرود ایران برگذار میشد شروع شد و در ادامه مراسم با سخنرانی فرماندار شهر و رئیس دانشگاه و هم چنین حاج آقا حسینی ( استاد معارف و عضو هیئت علمی دانشگاه ) برگذار شد .
جالبی این مراسم که خیلی به چشم میومد طبق دیگر کارهای ما ایرانیان همش هول هولکی و با سراسیمگی خاصی برگذار میشد . توی صحبتهای فرماندار شهر یه صحبت کوچیکی از این سه یار دانشجو که یار دبستانی رو خوندند شد و از همه جالب تر این بود که بعد از صحبتهای این عزیز که نوبت به موسیقی رسید همه انتظار این شعر رو داشتیم که برخلاف انتظار ما مثلا یه شعر سنتی خوندند و در آخر هم نمایشی جالب و هم چنین حرکات رزمی تمام کننده این مراسم بود .
در ضمن بچه های گروه رباتیک هم روبات های ساخته شده خودشون رو در معرض دید دانشجویان گذاشته بودند .
در آخر من نیز روز دانشجو رو به تمامی دانشجویان تبریک میگم ... .
این آهنگ شاید یکی از بهترین آهنگهایی باشه که خیلی دوسش دارم ...
بشکن سبوی باده را
مستی تویی هستی تویی
در این سرای نیستی
مستی تویی هستی تویی
تو آفتاب هشتمین
سر چهارده عدد
بیدار کن خواب مرا
از وحشت این دیو و دد
بنگر که از هفت آسمان
جایی فرا سوی زمان
نوری هبوط می کند
در غربت این لا مکان
بنگر که دریا خون شده
فواره ها گلگون شده
لیلای بی دل را ببین
از عشق تو مجنون شده
در این غروب واپسین
از چتر خورشید یقین
نور حقیقت می چکد
بر خاک مشکوک زمین
فریاد و بانگی می رسد
عالم سکوت می کند
از هیبتش سلطان دهر
آسان سقوط می کند
آدم هراسان می شود
محشر نمایان می شود
از تاول آئینه ها
خورشید گریان می شود
تقدیر ما در دست توست
زنجیر بر دستان ما
ما را رها کن از عدم
هستی بده بر جان ما
بشکن سبوی باده را
مستی تویی هستی تویی
در این سرای نیستی
مستی تویی هستی تویی
تو آفتاب هشتمین
سر چهارده عدد
بیدار کن خواب مرا
از وحشت این دیو و دد
میلاد امام رضا (ع) مبارک باد
لحظهها همچون رودخانههايي هستند كه به درياي ابديت ميريزند، لحظات خوب را بيافرينيد و ارزش آنها را بدانيد كه هر كدام از آنها روزي در امواج ابديت ناپديد خواهند شد
دیگه نمی خوام خودمو به بازی بگیرم میخوام همه چی رو درست کنم یا همه چیه رو میریزم به هم یا سفید میشه یا ته ته اینه که از قدیم گفتن که از سیاهی که بدتر نمیشه .... .
فقط امید وارم که اونم این چیزی که من باز خوندم اونم خونده باشه
پس دوستان برام دعا کنید.!
تازه الان دارم میفهمم که داداشم از این همه بی فکری من و یه دنده بودن من چه عذابی میکشید تازه من الن 0.1 اون عذابی که به داداشم میدادم نمیکشم ولی واقعا خیلی سخته به یکی راه رو نشون بدی و باز اون راه خودشو بره ..... .
از قدیم در مورد این جور افراد میگن صلاح راه خویش رو خسروان دانند .
ولی دیروز عجب روز باحالی بود برای من با اینکه یه نمه اعصابم خورد شد ولی چه حالی داد خیلی باحال بود .
......
...
.
اهل کاشانم
پیشه ام نقاشی است
گاه گاه قفسی می سازم با رنگ می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانیی است
دل تنهایی تان تازه شود
چه خیالی، چه خیالی ،....می دانم
پرده ام بی جان است
خوب میدانم حوض نقاشی من بی ماهی است ....
من نمی دانم
که چرا میگویند اسب حیوان نجیبیست ،کبو.تر زیباست
و چرا در قفس هیچ کس کرکس نیست.
گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد ؟
چشم ها را باید شست ،جور دیگر باید دید
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
....
.