تبليغاتX

جهان است شادان به پندار نیک ... زپندار نیک است,گفتارنیک ... چوپنداروگفتارتونیک شد ... نیاید ز تو غیرگفتار نیک...

دنیای اطراف من
میخواستم این نوشته رو هفته گذشته بنویسم که بنا به شرایطی که داشتم ( در مسافرت بودن و نیز نداشتن وقت برای وصل شدن به اینترنت ) که بالاخره تونستم این نوشته رو اینجا ثبتش کنم !

کاش فقط میدونست که وقتی بهم میگه که همه چیز تموم شده و دیگه همچین چیزی دیگه وجود نخواهد داشت و باز من به حرف هایش گوش میکنم اونم تازه با چه امیدی که دیگه همه چیز تموم شده و قراره که دیگه همچین کاری نکنه نمیدونه که چقدر خوشحال میشم که هم دیگه به همچین موضوعی فکر نمیکنه و هم اینکه دیگه همه اون فکر ها و اعصاب خورد شدن هاش تموم میشه !!!!!!!!!؟

ولی وقتی که ناخواسته و یا به طور عجیبی که خودش هم میدونه اگه همچین اتفاقی برام بیوفته یا داره این کار رو میکنه که اگه پاپی اون موضوع بشم میخواد ناراحت بشه و در آخر بگه من .... یا اینکه بعدا براش همچین اتفاقی میوفته .

توی این شب ها که دارم بد میخوابم مطمعن هستم که داره اون کار رو میکنه چون واقعا میدونم داره اون کار رو ادامه میده !

این رو ولی باید بدونه که منم آدمم ! منم دوست دارم که اونم حداقل به حرف هایی که میزنه حداقل تلاش کنه که بتونه روش واسته ! حداقل به اون اتفاق هایی که براش افتاده و اون کارایی که کرده یه ریزه فکر کنه که بدتر نشه !

فقط امیدوارم که بتونه درک کنه که توی این مدت من بهش چی گفتم و حداقل حساب کنه که من چقدر بهش راست گفتم !

شرمنده که نمیتونم این حرف ها رو خودم بهت بگم ! امیدوارم که منو ببخشی ! و نیز منو درک کنی که دارم بهت چی میگم !

+ نوشته شده در  86/09/25ساعت 20:31  توسط بهشاد   | 

چه زود داره این عمر ما میگذره !

انگاری همین دیروز بود که بهرنگ بهم زنگ زد و گفت که من دارم میام، به همین سرعت نوشتنم یه هفته مرخصیش تموم شد و داره میره ! بابا فکر بد نکنید داره میره سربازی  :) شاید که .... .

به هر حال این مرمونه که داره اینجوری و با این سرعت میگذره ! و فقط امیدوارم که با این گذشت عمر بتونیم یه قدم مثبت هم توی زندگیمون داشته باشیم .

راستی :

                                  میلاد امام رضا (ع) رو هم به همه دوستام تبریک میگم

+ نوشته شده در  86/09/02ساعت 12:7  توسط بهشاد   |