یه دوره(خاطره) که شاید برای همیشه فراموشش کنم !
یه رویا ، یه حقیقت ، یه کار ،یه عمر(مدت) زندگی یه عمر(مدت) فکر ، یه عمر(مدت) خوشحالی ....
توی این چند روزه که از اصفهان برگشتم اصلا حال و احوال خوشی ندارم.از وقتی که توی قطار نشستم و قطار حرکت کرد به سمت تهران این حال و هوای جدید بد جوری داره آزارم میده ؟؟؟
از وقتی که رسیدم تهران دیگه هیچ حال و حسی برای هیچ کاری ندارم و مدام دور خودم میچرخم و هی به خودم دروغ میگم !
امروز چیزای جالبی دیدم !و چیزای جالب تری هم راجب امروز که دیدم شنیده بودم .
یه روز و روزگاری اولین نفری بودم که از همه چیز مطلع میشدم ، از همه کارا با خبر میشدم .
یه روز و روزگاری تا میشد تا یه وقت کوچیک پیدا میکردیم با هم یمرفتیم بیرون!
یه روز و روزگاری از آب خوردن همدیگه هم با خبر بودیم ....
یادم میاد یه روز با داییم که بودم داشتیم از کنار پارک شهر رد میشدیم گفت اونا رو میبینی ....؟ گفت همش کشکه ! الان به هم اینو میگن ولی فردا یادشون میره! کلی اون موقع تو دلم بهش خندیدم
بازم یادم میاد یه روز تو ماشین داداشم بهم گفت تو هم مثل منی ... سعی نکن به خودت دروغ بگی چون اگه بگی مثل اینه که بگی الان ساعت 12شبه !؟؟!!
یادم میاد که یه روز با یه نفر توی یه رستوران در نزدیکی یه جای باحال قرار گذاشتیم که با هم مثل دوتا د...ش بمونیم ولی انگاری همه اون حرف ها و همه اون قول و قرارا یادش رفته ؟
یادم میاد که یه روز به یه نفر گفتم که میدونی فرق شلوار پارچه ایی به شلوار لی چیه ؟ گفت شلوار لی طول عمرش بیشتره !اتفاقا اون موقع هم خیلی دوست داشتم که هر دوتا شلوارش رو داشته باشم ولی بعد از مدت ها (که امروز باشه) میبینم که هیچ کدومشون رو ندارم و با گرمکنی این روزا رو سپری میکنم که داداشم برام ازسوغات فرنگش آوره!
یادم میاد که یه روز به تو گفتم که تا بهت اجازه ندم نمیتونی دیوار منو بشکونی!بهت گفتم که ازمن چیزی نپرس که بهت نمیگم!اگه چیزی لازم باشه خودم بهت سر وقتش میگم ! میخوام اینجا بگم که شاید این نپرسیدن ها برای تو خیلی سخت بود ولی بدون این سکوت تو برای من مرگ بار تر از تو بود
یادم میاد که یه روز به تو گفتم که اگه اون کاری که میخوام بکنم نشه دیگه بود و نبودم فایده ایی نداره!فکر کنم این موضوعی که تو smsبهت گفتم داره به حقیقت نزدیک میشه و داره بد جوری عذایم میده !
پ . ن : بد جوری دلم پره ... ببخشید